دل طوفانـــــــــــــــــی :

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی #### دلبر ما دل ما برد و بما رخ ننمود

داستانهی مفیییییییییییید و آموزنده :
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٧  کلمات کلیدی: داستان مداد و پسرک ، تلاش در زندگی ، تقدیم به : بهترینمممممم ، داستانهای مفید

داستان مداد و درس های آموزنده آن :

 

http://olyabek.persiangig.com/image/88/Jabeye%20Medad%20Rangi.jpg
 


پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .


می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی ..../ مانا و سر افراز باشید######

############# AHMAD#############

 


 
اندکیییییییییییییییییییییییییییییییی صبر سحر نزدیک است :
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳  کلمات کلیدی: حافظ شیرازی ، فقط برای تو : ، همه هست آرزویم که ببینم از تو ، تقدیم به : بهترینمممم


 
داستان هدیه ای از یک دختر کوچولو به پدرش... :
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٧  کلمات کلیدی: داستان معنوی ، هدیه ای که هرگز داده نشد ولی ، هدیه تولد به پدذر ، داستان آرامش بخش

داستان کوتاه  هدیه ای که دیده نشد :
 

http://3.bp.blogspot.com/_Ik44Z3i2Z3Q/SGp2avOQyoI/AAAAAAAAAfA/IQgJip0SgdU/s400/In_my_Father__s_Arms_by_Tazzer27.jpg


مردی دختر سه ساله ای داشت. روزی مرد به خانه امد و دید که دخترش گرانترین کاغذ زرورق کتابخانه اورا برای آرایش یک جعبه کودکانه هدر داده است. مرد دخترش را به خاطر اینکه کاغذ زرورق گرانبهایش را یه هدر داده است تنبیه کرد و دخترک آن شب را با گریه به بستر رفت وخوابید.

روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز کرده است. مرد تازه متوجه شد که آن روز ،روز تولدش است و دخترش زرورق ها رابرای هدیه تولدش مصرف کرده است . او با شرمندگی دخترش رابوسید و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز کرد اما با کمال تعجب دید که جعبه خالی است مرد بار دیگر عصبانی شد به دخترش گفت که جعبه خالی هدیه نیست وباید چیزی درون آن قرار داد. اما دخترک با تعجب به پدرخیره شد وبه او گفت که نزدیک به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تاهر وقت دلتنگ شدباباز کردن جعبه یکی از این بوسه ها را مصرف کند میگویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خودداشت و هرروز که دلش می گرفت درب آن جعبه راباز می کرد وبه طرز عجیبی آرام می شد. هدیه  کار خود را کرده بود... / بدرود و خدا نگهدار-#ahmad #


 
سسسسسسسسسسسسسسسسسسحرمممممم آرزوست:
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦  کلمات کلیدی: ساحل مهربانی ، فقط برای تو :
 
همه هست آرزویممممممم - تقدیم به بهترینمممممممممم :
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳  کلمات کلیدی: دست خالی پای خسته ، همه هست آرزویم که ببینم از تو ، بعد دیدار رخ تو ، تقدیم به : بهترینمممممم


 


 


دســت خــالی، پــای خــــسته، رهـــسپار کـوی یارم
یــــــک نـــــیستان نـــالـه در دل، از غــم هــجر نـگارم
درد بــــی درمــــان مـا را نـــام زیــــبای تــــــو درمــان
موج دســـــتانی شــــکسته، بــــاز هم در انـــــتظارم
صحبت از چاه است و یوسف، از دو چشم کور یعقوب
از هـــمان خــــــال ســـیاه و از هــــــمه دار و نــدارم
از دو چــــشم زخــــمی مــَـــه، تا تـــن تبدار خورشید
در پــــی تــــو دل شــــکسته، رس به داد قـــلب زارم
آســـمانم بــی ســـتاره، روزهـــایم چـــون شب تــار
از غــــم هـــجرانت ای یار، دوســت دارم خـــون بـبارم
دوســـت دارم تــــــا بـــبینم چـــــــهره نــــــورانیت را
بــــعد دیـــــدار رخ تــــــو، آرزویـــــی مـــــن نــــــدارم.
##  سر افراز باشید ---    احمد ##