دل طوفانـــــــــــــــــی :

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی #### دلبر ما دل ما برد و بما رخ ننمود

آشتی با پاک ترین سسسسسسلام عشــــــــق :
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢  کلمات کلیدی: دلنوشته های بارانیییییییییییییی من ، دل تنگی هایم/ عاشقانه ، جملات زیبا و با معنی ، تقدیم به : شما خوبان

 

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان

را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم

بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم 

 بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم 

 بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

=======================
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد

 رو سرت میشینه...

=======================
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا ...

            .... احــــــمــــــــــــــــــد


 
کاروان عـــــــــــــــــــــــــشق :
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٤  کلمات کلیدی: پیشواز محرم حسینی / شعر : ملک الشعرا ، محرم حسینی و وظایف ما ، زنگ کاروان بگوش میرسد حسینیان بپا ، تقدیم به رهروان محرم/ عاشورا و امام حسین (ع ) و

 

 

در محرّم ، مردمان خود را دگرگون می کنند

از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند

گاه عریان گشته با زنجیر میکوبند پشت

گه کفن پوشیده ،‌ فرق خویش پرخون می کنند

گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا

جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند

وز دروغ کهنه ی « یا لیتنا کنّا معک»       

شاه دین را کوک و زینب را جگرخون می کنند

خادم شمر کنونی گشته، وانگه ناله ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می کنند

بر “یزید” زنده میگویند هر دم، صد مجیز

پس شماتت بر یزید مرده ی دون می کنند

پیش ایشان صد عبیدالله سر پا، وین گروه

ناله از دست “عبیدالله مدفون” می کنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی

هر دو را تسلیم نوّاب همایون می کنند

آید از دروازه ی شمران اگر روزی حسین

شامش از دروازه ی دولاب بیرون می کنند

حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب،

مشک او را در دم دروازه وارون می کنند

گر علی اصغر بیاید بر در دکانشان

در دو پول آن طفل را یک پول مغبون می کنند

ور علی اکبر بخواهد یاری از این کوفیان

روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می کنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند

گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد

خاک پایش را به آب دیده معجون می کنند

سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند