دل طوفانـــــــــــــــــی :

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی #### دلبر ما دل ما برد و بما رخ ننمود

شــــــــــــــاخـــــه گـــــــــــــــــــــل قـبول تـــــــــو را...... :
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٠  کلمات کلیدی: شعری بسیار زیبا ، غزل های زیبا و عاشقانه ، دلنوشته های بارانیییییییییییییی من ، من خود نمی روم ، دیگری میبرد مرا/ تقدیم به شما
من خود نمی روم  ، دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تــــــــو ،  می آورد مرا
کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام
این می فروشد آن دگری می خرد مـرا
یک بار هم که گردنه امن و امان نبــــود
گرگی به گله می زند و مــــی درد مرا
در این مراقبت چه فریبی است ای تبر
هیزم شکن برای چه می پرورد مــــرا ؟
عمری است پایمال غمم تا که زندگی
این بار زیر پای که ، می گسترد مــــرا
شرمنده نیستیم ز هم در گـــرفت و داد
چندانکه می خورم غم تو،می خورد مرا
قسمت کنیم آنچه که پرتاب مــی شود
شاخه گل قبول تـــــو را ، سنگ رد مرا