دل طوفانـــــــــــــــــی :

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی #### دلبر ما دل ما برد و بما رخ ننمود

عشششششششششق راز پایداری زندگییییییییییییییییییی :
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٩  کلمات کلیدی: فقط عششششق ، موقیعیت / ثروت ، عشق راز خوشبختی در خانواده ، تقدیم به همه انهاییکه عاشقانه زندگی میکنند

زنی از خانه خود بیرون امد و سه پیرمرد با ریش های سپید و بلند را در حالی که در فضای جلوی خانه نشسته بودند مشاهده کرد. زن گفت : فکر نکنم شما را بشناسم، اما باید گرسنه باشید، بفرمایید داخل و غذایی میل کنید.

آنها پرسیدند : آقای خانه تشریف دارند؟ زن گفت : نه، رفته بیرون. پیر مردها گفتند : پس ما نمی توانیم داخل شویم. بعد از ظهر وقتی که همسر زن به خانه آمد، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. سپس مرد به او گفت: برو بگو من آمده ام، دعوتشان کن بیایند داخل.

زن بیرون رفت و سه پیرمرد را به خانه دعوت کرد. آنها پاسخ دادند: ما به هیچ خانه ای سه نفری وارد نمی شویم. زن پرسید: چرا؟

یکی از پیرمردها با اشاره به یکی از دوستانش گفت: او ثروت است و با اشاره به دیگری گفت او موفقیت است، من هم عشق هستم. بعد اضافه کرد: حالا برو به همسرت بگو می خواهید که کدام یکی از ما وارد شویم؟

زن پیش همسرش رفت و گفته های پیرمرد را بازگو کرد. همسرش بسیار خوشحال شد و گفت: چه عالی، از آنجایی که این انتخاب بسیار خوبی است، بیایید ثروت را دعوت کنیم تا بیاید و خانه مان را پر کند.

زن مخالفت کرد و گفت: عزیزم چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟

عروس آنها که در گوشه ای از خانه به حرف هایشان گوش می کرد پیشنهاد کرد: بهتر است عشق را دعوت کنیم، خانه ی ما از این پس لبریز از عشق می شود.

مرد گفت: بهتر است توصیه عروسمان را گوش کنیم. زن بیرون رفت و از پیرمردها پرسید: کدامتان عشق هستید؟ لطفا بیا و مهمان ما باش. عشق برخاست و همراه زن به طرف خانه رفت. پشت سر عشق دو پیرمرد دیگر نیز برخاستند و به دنبال او به طرف خانه رفتند.

زن شگفت زده پرسید: من فقط عشق را دعوت کردم، شما چرا وارد می شوید؟ پیرمردها یک صدا گفتند: اگر شما موفقیت یا ثروت را انتخاب کرده بودید دو نفر دیگر ما بیرون می ماندند، اما از آنجایی که عشق را دعوت کردید، هرجا که او هست، موفقیت و ثروت هم هستند...