دل طوفانـــــــــــــــــی :

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی #### دلبر ما دل ما برد و بما رخ ننمود

شــــــــــــــاخـــــه گـــــــــــــــــــــل قـبول تـــــــــو را...... :
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٠  کلمات کلیدی: شعری بسیار زیبا ، غزل های زیبا و عاشقانه ، دلنوشته های بارانیییییییییییییی من ، من خود نمی روم ، دیگری میبرد مرا/ تقدیم به شما
من خود نمی روم  ، دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تــــــــو ،  می آورد مرا
کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام
این می فروشد آن دگری می خرد مـرا
یک بار هم که گردنه امن و امان نبــــود
گرگی به گله می زند و مــــی درد مرا
در این مراقبت چه فریبی است ای تبر
هیزم شکن برای چه می پرورد مــــرا ؟
عمری است پایمال غمم تا که زندگی
این بار زیر پای که ، می گسترد مــــرا
شرمنده نیستیم ز هم در گـــرفت و داد
چندانکه می خورم غم تو،می خورد مرا
قسمت کنیم آنچه که پرتاب مــی شود
شاخه گل قبول تـــــو را ، سنگ رد مرا

 
عاشقانه هایم برای تـــو ( خوش به حال نسیم.... ) :
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: زمزمه های عاشقانه / زمزمه های بارانی ، غزل های زیبا و عاشقانه ، تقدیم به همه انهاییکه عاشقانه زندگی میکنند ، دلنوشته های بارانیییییییییییییی من

 

 خوش به حال باد....

 


لب هایت را لمس میکند

وهیچکس از او نمیپرسد با تو چه نسبتی دارد


کاش مرا باد می آفریدند....

 
همانقدر بخشنده و آزاد...

 
و کاش قبل از انسان بودنت تو را برگ درختی خلق میکردند....

 
...عشق بازی برگ وباد را دیده ای؟


در هم میپیچند و عاشقتر میشوند


به خیالم نطفه سیب را به وقت عشق بازی برگ

 و باد بسته اند ....   احــــــمـــــــــــــد


 
زمزمــــــــــــــــــــــــــه ای برای دلـــــــــــــــــــــم :
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: زمزمه های عاشقانه / زمزمه های بارانی ام ، غزل های زیبا و عاشقانه ، با چون تو پرسشی ، چه نیازی جواب را ، می خواهمت چنان که خسته خواب را / تقدیم به او

 

با چون تو پرسشی ، چه نیازی جواب را...  
 

 

گاهی وقت ها دوست داری از زبون یکی حرف هایی بشنوی ، غیر از حرف هایی که شنیدی...

بگذریم...

باشرح و بدون شرح اش همین بود !!!

می‌خواهمت چنان‌که شب خسته خواب را
می‌جویمت چنان‌که لب تشنه آب را

بی‌تابم آن‌چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، خواب را

بایسته‌ای چنان‌که تپیدن برای دل
یا آن‌چنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی می‌آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی ، چه نیازی جواب را...