بارانی دوستت دارم و منتظرتونم : مـــهتـــابـــــــــــــــم.... :

در آخرین لحظه دیدار، به چشمانت نگاه کردم و گفتم بدان ، آسمان قلبم بــــا تــــــــو یــا بــــی تــــــــــــو بهاریست...
همان لبخندی که توان را از من می ربود، بر لبانت زینت بست.
و به آرامی از من فاصله گرفتی، بی هیچ کلامی.....

من خاموش به تــــــــــــــــو نگـــاه می کردم و در دل با
خود می گفتم :
ای کاش این قامت نحیف لحظه ای فقط لحظه ای می اندیشید که آسمان بهاری، یعنی ابر باران و رعد وبرق و طوفان ناگهانی
و این جمله ، جمله ای بود بدتر از هر خواهش برای ماندن و تمنایی بود برای با  تــــــــــــــــــو  بودن....
 بارانیییییییییی دوستت دارم ....


 
 
 ..... احــــــــــــمـــــــــــد 
/ 3 نظر / 10 بازدید
parisa

جدا از تو نمی خواهم ببینم روی دنیا را بیا تا در شب چشمت ببازم صبح فردا را بیا ای هم نفس در هم بریزیم این نفس ها را بیا با عشق خود آتش زنیم این کهکشان ها

مهدخت

دیوونه نوشتهای وبلاگتم

ن

حیف[ناراحت]