..لطییییییییییییفه ای پند آموز.... :

پیری برای جمعی سخن می راند لطیفه ای برای حضار تعریف کرد و همه دیوانه وار خندیدند . بعد از لحظه ای دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمی ار حضار خندیدند . او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید .  او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمی توانید بارها و بارها  به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بار ها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید وبه جلو نگاه کنید...

اییییییییییام  بکام  /  مخلص همه تون   :  احمد

/ 3 نظر / 11 بازدید
زری

براي اينكه شاد بودن و شاد زيستن را نياموخته ايم!

سلام .دوستان من داشتم گشتی می زدنم توی سایت شما . یکی گفته بودم من احسان بی غم خواستم بگم خوشبحالت .میشه برای من دعا کنی که غم بره .مرسی

ملیکا

سلام عزیزم این وبتم قشنگ اینم ادرس اون یکی وب من فعلا بای