زنان از دیدگاه متفاوت :

زنان از دیدهای متفاوت
 

http://mojtabi-a.persiangig.com/image/Others/European_Muslim_Women.jpg

 
 
زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب


تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما 

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا 

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر


زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،
نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،
تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله
 
 
 

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .
  
 
 
 
 
آلفونس دوده  
 
 
 
 
 
 
کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند .
 
 
دیسرائیلی

پوشش جدید دختران فوتبالیست ایران!

پس از جنجال‌های ایجاد شده بر سر پوشش دختران فوتبالیست زیر 15 سال و مخالفت فیفا با حضور این در بازی های بین المللی به دلیل پوشش اسلامی آن ها گفته می‌شود، پوشش جدیدی برای دختران فوتبالیست ایران ...

 فدراسیون فوتبال برای تیم ختران فوتبال کشورمان پوشش جدیدی در نظر گرفته است.
پس از جنجال‌های ایجاد شده بر سر پوشش دختران فوتبالیست زیر 15 سال و مخالفت فیفا با حضور این در بازی های بین المللی به دلیل پوشش اسلامی آن ها گفته می‌شود، پوشش جدیدی برای دختران فوتبالیست ایران در نظر گرفته شده است که با پوشش سابق تفاوت دارد.
سایت "فوتبال ما" در این باره از طراحی کلاه و پیراهن یقه اسکی برای دختران فوتبالیست ایران خبر داد. بر اساس این گزارش با توجه به این که کلاه مورد نظر نمی‌تواند گردن بازیکنان را پوشش دهد مسئولین فدراسیون تصمیم گرفتند چیزی شبیه به یک یقه اسکی نخی برای پیراهن بازیکنان طراحی نمایند....   / درود برهمه زنان شجاع  ایران زمین
/ 6 نظر / 38 بازدید
یه آشنا

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم .....[گل]

برای سحرم

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم . تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سرگشته ، روی گردابم ! تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟ تو را کدام خدا ؟ تو از کدام جهان ؟ تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟ تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟ تو از کدام سبو ؟ من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه ! چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه ! مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه ! کدام نشأه دویده است از تو در تن من ؟ که ذره های وجودم تو را که می بینند ، به رقص می آیند ، سرود می خوانند ! چه آرزوی محالی است زیستن با تو مرا همین بگذارند یک سخن با تو : به من بگو که برو در دهان شیر بمیر ! بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف ! ستاره ها را از آسمان بیار به زیر ؟ ترا به هرچه تو گویی ، به دوستی سوگند هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه . که صبر ، راه درازی به مرگ پیوسته ست ! تو آرزوی بلندی و ، دست من کوتاه تو دوردست امیدی و پای من خسته ست . همه وجود تو مهر است و جان من محروم چر

سرو ناز

میخوام بگم دوستت دارم ولی روم نمیشه این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه میخوام بگم دوست دارم میخوام که با تو بمونم شعرای عاشقونمو فقط واسه تو بخونم میخوام بگم دوست دارم هر جا باشی هرجا باشم تو شادی و توی غما میخوام کنار تو باشم میخوام بگم دوست دارم بگم تو قلب من تویی اگه که درمون ندارم بدون که درد من تویی میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد شب که بهت فکر میکنم من دیگه خوابم نمیاد میخوام بگم دوست دارم میخوام که اینو بدونی اگه نمیتونم بگم اینو تو شعرام بخونی

یه آشنا

مجنون سالهاست، که سرگردان قصه هاست. نام من، هر چه باشد، نام تو، لیلاست.

طلوع آدینه

میخوام بگم دوستت دارم ولی روم نمیشه این دل بیقرار من یه لحظه آروم نمیشه میخوام بگم دوست دارم میخوام که با تو بمونم شعرای عاشقونمو فقط واسه تو بخونم میخوام بگم دوست دارم هر جا باشی هرجا باشم تو شادی و توی غما میخوام کنار تو باشم میخوام بگم دوست دارم بگم تو قلب من تویی اگه که درمون ندارم بدون که درد من تویی میخوام بگم دوست دارم یه عالمه خیلی زیاد شب که بهت فکر میکنم من دیگه خوابم نمیاد میخوام بگم دوست دارم میخوام که اینو بدونی اگه نمیتونم بگم اینو تو شعرام بخونی

سونیا...

گفتم محبت را از که اموختی گفت از پسرک بازی گوشی که خورشید را سیاه می کشید تا پدرش زیر افتاب نسوزد... [ماچ]