عشــــــــق شـــــوری در نهــــــاد مـــــــــــا گــــذاشت..... :

الهی بکامم شرابی فــرست 
شرابی زجام خطابی فرست 
مرا کشت رنج خمـــار الست 
دگر باره از نو شرابی فرست 
دلم تا صفا یــــــابد از زنگ غم 
بدردی کشانت که تابی فرست 
شد افسرده جانم درین خاکدان 
زمهرت بدل آب و تابی فرست 
زسر جوش خمخانهٔ حب خویش 
بجام شرابم حبابـــــــــــی فرست 
بلب تشنهٔ چشمهٔ معـــــــرفت 
بساقی کوثر که آبی فرست
بعصیان سرا پــــــــای آلوده ام 
زجام طهورم شرابی فرست 
بمعمار میکن حوالت مرا 
امیری بملک خرابی فرست 
بدل تخم امیدگشتم بسی 
بدین کشتزارم سحابی فرست 
زدریای غفران و ابر کرم 
مرا رحمت بی حسابی فرست 
                                                             ...فیض کاشانی...
 
/ 11 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایسته

باهم که قدم میزنیم ...حسودی اش میشود آفتاب .چرا که هیچگاه قدم نزده است با ماه !اما من ....با ماه زندگی ام قدم زده ام ...

شایسته

خداحافظ تو ، با اینکه هنوزم میمیرم برات ، خداحافظ تو میسوزونتم آتیش خاطرات ، خداحافظ تو تا قلبم به تنهایی عادت کنه ، تا اشکم به چشمام خیانت کنه خداحافظ تو ، خداحافظ تو

شایسته

سلام دوست خوبم اخرین پستم رو گزاشتم خوشحال میشم بیای بخونی و نظر بدی............الان میگه شایسته همش خداحافظی میکنه اما نمیره....................خوب دلم نمیاد.اما قول میدم اخرین پستم باشه تا بهمن.مرسی ازت

رضا

زیبا بود

شایسته

گذر زمان همه چیز را حل کرد طبق گفته ات... امروز عاشق تر از دیروز و دیروز عاشق تر از دیروز ها...

شایسته

همیشه ک باشی خسته میشوند...مردمانی که اگر نباشی می گویند:بی معرفتی.....

انسان

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل]

دیاری

ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر.منتظرموندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخه مثه مردن دل وای اگه فردا بیاد باز تونیایی میخام داد بزنم ازاین جدایی [گل]

دیاری

ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر.منتظرموندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه انتظارت تلخه مثه مردن دل وای اگه فردا بیاد باز تونیایی میخام داد بزنم ازاین جدایی [گل]