...... یـــــــــــــــــار د گـــــــــــرم بـــــــــــــودی :

 

 هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی 
وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی 
با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنیدم 
بر هر که نظر کردم ، تو در نظرم بودی 
در خنده ی من چو گل ، در کنج لبم خفتی 
در گریه ی من چو اشک، در چشم ترم بودی 
در صبحگاه عشرت ، همدوش تو میرفتم 
در شامگاه غربت، بالین سرم بودی 
آواز چو می خواندم، سوز تو به سازم بود 
پرواز چو میکردم، تو بال و پرم بودی 
هرگز دل من بر تو، یار دگری نگزید 
گر خواست که بگزیند ، یار دگرم بودی 
 ....

..... احمــــــــــــــــــد

/ 8 نظر / 8 بازدید
lk

دوستان واقعـــــــــــــــی مثل صبـــــــــــــــــــــــــــــــــح هستند ؛ نمــی شود تمام روز آنهـــــــــــــــــــــــــا را داشت... امـــــــــــا مطمئنی کـــــــه فـــــــــــــــــــــردا ، هفته ی بعـــــــــــــد ، و تا ابـــــد هستند.... دوستان خوبم : عیییییییییییییییییید تــــــــــــــــــــــــــون مبارک

خاطره

غم انگیزترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود که بر درخت پلاستیکی نوک می زد ... دارکوب نگاهی به من کرد و گفت : دوست من !درخت هم درخت های قدیم !! شل سیلوراستاین

مهرنوش

بهار آمد و هوا پر شده از دوستت دارم هایی که به باد سپرده ام . کاش پنجره اتاقت باز باشد ...

مهرنوش

قطار می‌رود تو می‌روی تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام که سال‌های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده‌ام و همچنان به نرده‌های ایستگاه رفته تکیه داده‌ام!»

مهرنوش

یک نفر همره باد آن یکی همسفر شعر و شمیم یک نفر خسته از این دغدغه ها آن یکی منتظر بوی نسیم همه هستیم در این شهر شلوغ این کفایت که همه یاد همیم

مهرنوش

خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود. تنها کسیست که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد با پای شکسته هم می توان سراغش رفت. تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر می دارد تنها کسیست که وقتی همه رفتند محرمت می شود. وتنها سلطانیست که دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه کردن خدا را برایت آرزو دارم

نجمه(ستاره)

خدایا به سرنوشت بگو : اسباب بازیهایت بی جان نیستند ... آدمند ... میشکنند ... آرامتر ... [ناراحت]

مهرنوش

نگو بار گران بوديم و رفتيم نگو نا مهربان بوديم و رفتيم اخه اينها دليل محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم